یا فاطمه
نويسندگان
لینک دوستان

با آوردن دلایل عقلی،نقلی و شواهد تاریخی اثبات می کنیم که قرآن تحریف نشده است و منظور از تحریف چیست...
دلایل عقلی
1. ضرورت اسم هادی خداوند
2.قائده ی قبح عقاب بلا بیان
(اگر خداوند روز قیامت عده ای را جزا و پاداش می دهد باید قبلش حجت را بر مردم تمام کند.باید با بیانی بگوید خوب و بد را.. اگر قرآن تحریف شده باشد این بیان که از قرآن است دیگر حجت نیست)
3.قائده ی لطف
4.اعجاز قرآن====>الف)آیات تحدی ب)عدم اختلاف و تناقض
5.خاتمیت پیامبر و جاودانگی قرآن (100 درصد قرآن تحریف نشده و جاودانه است،در غیر این صورت باید خداوند طبق قائده ی عقلی کتاب دیگری می فرستاد)
______________
دلایل نقلی(قرآنی،روایی)
قرآنی
1.آیه حفظ 9 سوره حجر(در مورد این آیه کسی قائل به اختلاف قرائت نیست و نمی توان گفت تحریف شده)
2.آیه نفی باطل 41 و 42 سوره فصلت
3.آیه عدم اطفا نور الهی 32 سوره ی توبه
4.آیه 17 سوره قیامت
{5.آیات 26 و 27 و 28 سوره جن(نشان می دهد تا قبل از رسیدن به قلب پیامبر نیز تحریف نشده)
{6.آیات 8 و 9 سوره جن(نشان می دهد تا قبل از رسیدن به قلب پیامبر نیز تحریف نشده)
{7.آیات 7تا 10 سوره صافات(نشان می دهد تا قبل از رسیدن به قلب پیامبر نیز تحریف نشده)
.................. در مورد آیه حفظ شبهه نیز مطرح شده که در صورت تمایل دوستان پرداخته خواهد شد.
---------------------------------
روایی
1. روایات رجوع به قرآن در فتنه ها
2.حدیث ثقلین
3.روایات عرضه حدیث بر قرآن
4.روایت قرائت یک سوره ی کامل در نماز ها
4.روایت فضائل سوره های قرآن
6.روایت غدیر
7.روایاتی که قرآن را مرجع برای بشریت بیان می کند
هم چنین قرآن به روایت متواتر به دست ما رسیده است
_________________
شواهد تاریخی
1.ممانعت از افزودن حکم رجم
2.جلوگیری از حذف واو از قرآن
__________________________________________________ ____________________
اما چرا بحث تحریف را مطرح می کنند و جواب ما چیست؟
روایتی از امام صادق(ع)که می فرمایند وقتی به زیارت امام حسین رفتید بگویید
الّلهمّ العن الظّلمه و الظّالمین، الّذین بدّلوا دینک، و حرّفوا کتابک.....
وقتی این روایت دیده می شود بحث تحریف شدن قرآن به ذهن می رسد،در نتیجه مخالفین شیعه مثلا در کتاب القرآن و شیعه قائل به تحریف قرآن شده اند. در مقابل هم شیعه پاسخ می دهد که بعضی روایات سند ندارد یا بد می فهمید.
برخی برای جواب به این ادعا آمدند و گفتند که در قرآن تحریف لفظی صورت نگرفته است(اعم از زیاده،نقیصه،جابه جایی و ...) بلکه تحریف معنوی صورت گرفته و معنای آیات تغییر کرده که در واقع معادل تفسیر به رای است،در صورتی که باید همین جا در جواب کسانی که قائل به تحریف معنوی هستند تفاوت تحریف معنوی و تفسیر به رای را مشخص کرد.......
در تفسیر به رای مفسر معنا را اشتباه متوجه شده است و پیش فرض غلط دارد نه این که معنای آیات وسور قرآن ذاتا و به خودی خود عوض شده باشد.بنابراین در قرآن حتی تحریف در معانی نیز صورت نگرفته.
_معنای تحریف از لحاظ اصطلاحی به این معناست : هرگونه تغییر و جا به جایی در الفاظ و معانی کلام وحی که اصل آن را از دسترس خارج کند_
بنابر این در قرآن نه تحریف لفظی صورت گرفته است و نه تحریف معنوی


حال جا دارد 1نکته گفته شود و آن این که ما 2 گونه وحی داریم
1.وحی قرآنی
2.وحی بیانی(بیان قرآن یعنی شرح قرآن.شان نزول... بنابراین علاوه بر وحی قرآنی وحی بیانی نیز بر قرآن نازل شده است)
الا انی قد اوتیت القرآن و مثله معه (سیوطی، الاتقان، ج2،ص557؛معارف، ص33به نقل از سنن ابوداود، سنن دارمی، سنن ابن ماجه):آگاه باشید که به من قرآن و [حقایقی] مثل آن ارزانی شد.
حضرت علی (ع) علاوه بر این که وحی قرآنی را از پیامبر آموختند از او وحی بیانی را نیز یاد گرفتند. برخی خلفا که دیدند این گونه است با تحریک عمر گفتند که قرآن را مجرد و خالی از چیزهای دیگر کنید(جرد القرآن) برای این که قرآن با روایت آمیخته نگردد.
بنابراین منظور از حرّفوا کتابک..... در کلام امام صادق منظور ساقط شدن همان وحی بیانی است که در حاشیه مصحف امیرالمومنین بوده است نه تحریف در معنا و یا الفاظ.
و در پایان موضع گیری علما این گونه بوده است
1.محدث نوری و محدث جزایری قائل به تحریف لفظی
2.آیت الله خویی،معرفت،آملی،فیض کاشانی گفتند تحریف معنوی صورت گرفته
3.تحریف لفظی صورت نگرفته(شیخ طوسی)

[ ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]

رُوِیَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ- علیها السلام- کَالْمُنَاجِی بِهِ رَسُولَ اللَّهِ- صلى الله علیه واله- عِنْدَ قَبْرِهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِکَ وَ السَّرِیعَةِ اللَّحَاقِ بِکَ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی إِلَّا أَنَّ لِی فِی التَّأَسِّی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ وَ فَادِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَکَ الَّتِی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ (بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا) فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ‏ هَذَا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ الذِّکْرُ وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ.....

 

شکوه‏ها از ستمکاری امّت

 

سلام بر تو ای رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، سلامی از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است‏.

 

ای پیامبر خدا، صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه علیها السّلام کم شده، و توان خویشتنداری ندارم امّا برای من که سختی جدایی تو را دیده، و سنگینی مصیبت تو را کشیدم، شکیبایی ممکن است.این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد »پس همه ما از خداییم و به خدا باز می‏گردیم«.پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده داری است، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند.به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.سلام من به هر دوی شما، سلام وداع کننده‏ای که از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی‏کند.

 

اگر از خدمت تو باز می‏گردم از روی خستگی نیست، و اگر در کنار قبرت می‏نشینم از بدگمانی بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی‏باشد.

خطبه 202 نهج البلاغه

[ ۱۳٩۱/۱/۳۱ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]

جوانی به حضرت موسی گفت:

به خدا بگو:

یا حاجت مرا می دهد

یا آبرویش را می برم!

حضرت موسی گفته جوان را به خداوند گفت.

خداوند نیز حاجت او را داد.

بعد خداوند به حضرت موسی گفت تا از جوان بپرسد:

او چگونه می خواست آبروی خدا را ببرد؟

جوان پاسخ داد:

می خواستم دست راستم را قطع کنم و

به همه بگویم 

این دست پیش کریم رفت و خالی برگشت..... 

[ ۱۳٩۱/۱/٢٧ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]

 

اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ

 

صَابِرَهً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ

 

أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ

 

إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏

 

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّهِ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَهَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّهُ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَهُ الْعَلِیمَهُ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَهُ الْمَقْهُورَهُ

 

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

 

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏

 

أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکِ وَأَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

 

وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

 

وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

 

وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

 

وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

 

لِأَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

 

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏

 

مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ

 

أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً

 

 

 

اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار گردانید
و ما چنین پنداریم که دوستان شما هستیم و مقام بزرگى شما را تصدیق مى‏کنیم و بر هر دستور و تعلیمات الهى که پدر شما و وصیّش که درود حق بر او
و آلش باد براى ما آورد صبور و مطیع خواهیم بود
پس ما درخواست مى‏کنیم هرگاه که مصدق و مؤمن به شما هستیم که ما را بواسطه این تصدیق به رسول و وصیش خدا به شما ملحق فرماید
تا به ما مژده رسد که بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاک سازد
سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا
سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا
سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا
سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا
سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین
سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا
سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت
سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى
سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى
سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء
سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى
سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند
سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین
سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد
درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد
گواهى مى‏دهم که چون تو از جهان رفتى با مقام یقین و دلیل روشن از جانب پروردگار بودى و هر که تو را مسرور و شاد ساخته
رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته
و هر که در حق تو جفا و ظلم کرد به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا کرده
و هر که تو را آزرده کرد رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است
و هر که به تو پیوست به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد پیوسته
و هر که از تو بریده از رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد بریده است
زیرا تو پاره تن پیغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى
خدا را گواه مى‏گیرم و رسول او و فرشتگان را که من از آن کس راضیم که شما از او راضى هستید و خشمگینم از هر که شما از او خشمگین هستید
بیزارم از آنکه شما از او بیزارید دوستم با آن که شما با او دوستید و دشمنم با هر که شما با او دشمنید
ناراضیم از هر که شما از او ناراضى هستید و محبوب من است هر که محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا کافى است
که گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.
خدا را گواه مى‏گیرم و پیغمبران و فرشتگان را خدا را گواه مى‏گیرم و فرشتگان را که من دوستم با دوستان شما
و دشمنم با دشمنان شما و با هر که محاربه کند با شما محاربم
من اى مولاى من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت که پیشوایان دین منند یقین دارم
و به ولایت و امامت شما ایمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم
گواهى مى‏دهم که دین همان است که آنها راست و حکم خدا همان حکم است که آنها کنند و آنها حکم خدا را البته به خلق رسانیدند
و امت را به راه خدا به طریق حکمت و برهان و پند و اندرز نیکو دعوت کردند و از ملامت لائمان نیندیشیدند
و درود بر تو و بر پدر بزرگوار و شوهر و ذریه و فرزندانت که امامان پاک گوهرند اى پروردگار درود فرست بر محمد (ص) و اهل بیتش
و درود فرست بر بتول طاهره و صدیقه معصومه باتقواى پاکیزه روح
که از خدا راضى است و خدا از او راضى است پاک گوهر با رشد و هدایت و مظلوم و مقهور امت که حقش را غصب
و ارثش را منع کردند و استخوان پهلویش را شکستند و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهید کردند
اى خدا فاطمه دخت رسول توست و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پیغمبر توست
تحیت و درود از توبر او باد و او تحفه گرانبهاى توست که خاصه به وصى رسولت اعطا فرمودى و حبیب حضرت مصطفى و قرین حضرت مرتضى
و بزرگ زنان عالم و بشارت دهنده اولیاء و ملازم ورع و زهد
و سیب باغ فردوس و بهشت خلد تو مولدش را به شرف زنان بهشتى شرافت دادى
و انوار ائمه طاهرین را از نسل پاک او مقرر داشتى و در برابرش پرده نبوت را بیاویختى
پروردگارا درود فرست بر او درودى که مقامش نزد تو بیفزاید و نزد تو شرافت یابد و از مقام رضا و خشنودیت منزلت گیرد از ما تحیت و سلام به روح پاک آن بزرگوار برسان و بواسطه دوستى و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت کرامت فرما که تو اى خدا داراى مقام عفو با لطف و کرامتى

 

[ ۱۳٩۱/۱/۱۳ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ پرنده ]

سید مهدی شجاعی در کتاب کشتی پهلو گرفته از زبان حضرت علی می گوید:

((ای خدا این اشک اینقدر مدام نباریده است،چه کند علی با اینهمه تنهایی؟ای خدا چقدر خوب بود این زن، چقدر محجوب بود، چقدر مهربان بود، چقدر صبور بود.

گاهی احساس می کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتی می دیدم به هیچ چیز دل نمی بندد، با هیچ تعلقی زمین گیر نمی شود،هیچ جادبه ای او را مشغول نمی کند؛ یقین می کردم که او جسم ندارد، متعلق به اینجا نیست.روح محض است، جان خالص است.

گاهی احساس می کردم که فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد. استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل ناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان.یکه و تنها در مقابل یک حکومت ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.من مامور به سکوت بودم و حرفهای دل مرا هم او می زد.

گاهی احساس می کردم فاطمه دلی از گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفاف تر از بلور. وحیرت می کردم که یک دل چقدر می تواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.غریب بود خدا، غریب بود.من گاهی از دل او راه به عطوفت تو می بردم.))

سلام بر تو ای عشق خدا و دلیل خلقت، سلام بر تو ای دردانه رسول خدا و ای مونس ابو تراب.سلام بر تو ای فاطمه.

 

[ ۱۳٩۱/۱/۱۳ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ پرنده ]

چو غنچه گر چه فرو بستگی است کار جهان

تو همچو باد بهاری گره گشا می باش

سال نو رو به همه ی دل های نو و دل بهاری شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم.

الهی کمکون کن امسال بیش تر از قبل به تو نزدیک شیم.... و این که!!!!! ببخش خطاهایی که تا به الان ازمون سر زده.... چرا که ما بنده ایم و ما بندگان را جز تو خدایی دیگر کجاست؟!

خدایا کجایی؟؟؟؟؟

[ ۱۳٩۱/۱/٤ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]

سلام پیشنهاد می کنم سری به وبلاگ آقای مهدی قزلی بزنید و خاطره بوسه بر دست خدا  یا بدر ذی الحجه بر اسمان کعبه رو بخونید و از دیدن عکس ها لذت ببرید.......  خاطره غار حرا رو هم بخونین خیلی دلم رو هوایی کرد.عکس هارو هم خودشون گرفتن که سرشار از احساسات معنویست

http://ghezelli.persianblog.ir/tag/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87

التماس دعا

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ پرنده ]

4شنبه

بالاخره روز سفر رسیده بود.شاید 1سالی می شد که قم و جمکران نرفته بودم و حسابی تشنه بودم. بعد از این که راه افتادیم 1حس خوشحالی در ته قلبم برایم خوشایند بود اما 1حس غم اندکی هم داشتم از نبود 1دوست عزیز که بودنش لذت سفر را چند برابر می کرد... قرار بود عصر آن روز به ما بپیوندد و همین نیز جای شکر داشت. وقتی که رسیدیم همان ابتدا حرم رفتیم و بعد زیارت حضرت معصومه برای خوردن نهار به محل اسکان که مسجد اهل بیت بود راهی شدیم. برنامه بر این قرار بود که عصر در جمکران باشیم! نهار خوردیم و شوخی همیشگی بچه ها چاشنی آن شد. شاید نیم ساعت بعد بود که سوار اتوبوس شدیم و به سمت جمکران رفتیم.

در اتوبوس با دانشجویان دیگری که از شهرهای دیگر امده بودند هم صحبت شدیم،یکیشان از این که از بندرعباس آمده اند و شاید 12 یا 13 ساعت راهشان طول کشیده می گفت. بار اولش بود که می آمد. به او گفتیم طلبیده شدی التماس دعا.بقیه هم مثل او بودند . دلشان خیلی پاک  بود. از هم صحبتی با ان ها لذت بردیم. دیگر به جمکران رسیده بودیم. باران می آمد. آقا آمده بود....

در مهدیه همایشی برگزار بود که یک نفر سخنرانی می کرد ، کمی آن جا نشستیم و با منصوره و زهرا رفتیم مسجد. بعد کمی زیارت و دعا خدیجه هم آمد. چون خیلی نیامده بودم قسمت مقام را نمی دانستم کجاست. آن طور که خدیجه می گفت آن قسمت معمولا در قسمت برادر ها هست و بیشتر اوقات در آن جا بسته است. آن روز باز کرده بودند. رفتیم و نزدیک آن قسمت نشستیم...... نمی دانم شاید دیگران هم خبر نداشتند اما آن قسمت از همه جا خلوت تر بود!!!  آرامش عجیبی حکمفرما بود. آن روز آقا در مسجد جمکران بود.

بعد از زیارت و خواندن نماز هم به مسجد اهل بیت رفتیم و بعد از خوردن شام  و شعرخوانی آقای سلحشور و سخنرانی همراه چند نفر از بچه ها به حرم رفتیم و تا صبح آن جا بودیم. صبح با یکی از دوستان خدیجه که در قم بود آشنا شدم و  به نظرم آدم خیلی جالبی بود .به گلزار نزدیک حرم هم سری زدیم. ساعت 10 که با او خداحافظی کردیم همراه خدیجه به سمت جمکران رفتیم.

و اما قبل از رسیدن به جمکران به امام زاده غریب که فاصله اش تا مسجد خیلی هم طولانی نیست رفتیم. به نظر می رسید کسی ان جا نباشد.ولیکن داخل امام زاده که رفتیم چند خانم که از اهالی آن جا بودند کنار سفره ای نشسته بودند و صلوات می فرستادند و برایمان خیلی جالب بود. از یکی از آن ها پرسیدیم چه می کنید و گفت حاجت روا که می شویم و امام زاده جعفر حاجتمان را می دهد سفره ی صلوات نذر می کنیم و یا شکلات پخش می کنیم و همیشه هم حاجتمان را می گیریم. به ما نیز چند تسبیح دادند...

وقتی هم خواستیم برویم حلیم نذری دادند که واقعا خوش مزه بود.

و بعد دوباره راهی جمکران شدیم............

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ پرنده ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

الهی خوشا آن دم که در تو گمم..
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان